• صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
  • غذاها و نوشیدنی های غیر ایرانی پیشنهادی من (17)
  • <
مطالب اخیر
  • مهاجرت بله یا نه؟؟؟؟
  • افتخار می کنیم
  • ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱
  • ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱
  • ۸ اردیبهشت ۱۳٩۱
  • ٢٤ فروردین ۱۳٩۱
  • سال 91/ بالون/ کامی
  • سال ۱۳۹۱ مبارک
  • سفر/ زن/ عید
  • salam barfi
  • با رمز قبلی وارد بشوید...... پاستیل جان کمک :(
  • khoshbakhti
  • ۱ بهمن ۱۳٩٠
  • ٢٦ دی ۱۳٩٠
  • رنگارنگ2012-1
  • ٢٤ دی ۱۳٩٠
  • Happy New Year 2012
  • مری کریسمس
  • کامنت ها
  • 12/7/2011
  • گوگل ریدر
  • یک روز خوب
  • قاطی پاتی
  • برق
  • ۱۸ مهر ۱۳٩٠
  • خرید + عکس
  • پست مهری
  • از همه جا
  • بالاخره فهمید
  • تولد/خاطره
کلمات کلیدی مطالب
  • 2-مراکز خرید kl (۱)
  • تحصیل در مالزی (۱)
  • جاهای دیدنی و تفریحی kl (۱)
  • خصوصی (۱)
  • مارتین و من (۱٠)
  • مالزی2 (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • آبان ۸٩
  • مهر ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
کدهای اضافی کاربر


free counters دوستان رنگارنگ .....................
♥ ♥رنگارنگ زندگی من♥♥
زندگی به من یاد داد...گاهی باید برای آنچه از دست دادم یا آنکه از کنارم دور شده عمیقا شکر گذار باشم
مهاجرت بله یا نه؟؟؟؟
نویسنده: Lham - ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۱

خب به سلامتی درس من هم تموم شد ......به جز اون دوست دانشگاهیم که رو مخم بود در کل عاشق این دوره از تحصیلم بودم و امیدوارم اگر تصمیم گرفتم به ادامه ........ادامه اش هم به همین خوبی بگذره.

اون روزی که امضا رو گرفتم و کارم رو تحویل دادم حس خیلی خیلی خوبی داشتم.........کلی ام عکس گرفتم گذاشتم فیسبوک ( اگر اون یکی فیض نذاشتم دلیلش اینه که فقط یا نیروانا می تونست ببینه یا عکس کارمو که دیدم شاید جالب نباشه).....کلی هم پیام تبریک......

اگرم نمره خوبی بده استادم می تونم برای دکترا اسکلارشیپ بشم (البته اگر بخوام بخونم)

 

 

حالا دارم خیلی جدی تر از قبل به زندگیم فکر می کنم و واقعا بر سر یک دو راهی موندم

برگردم ای/ران 

محاسن: 

1- کار خودم می تونم داشته باشم که مربوط به رشته ام هست با درامد نسبتا خوب. 

2- پول هام رو می تونم سیو کنم

3- تنهایی رو مثل غربت حس نکنم

4- ازدواج کنم ( اگر خوبش پیدا بشه که هیچی  / اگر نه که یا خیانت یا طلاق / یا نمی دونم چی چی که من دور افتادم ازشون.....شاید تحمل خیلی بالا باشه اما من شخصا نه.......می تونم با کم پولی طرف کنار بیام ولی با طرز فکر و فرهنگ پایین شرمنده.......دیگه ام حوصله ندارم مامان یا معلم کسی بشم تازه بخوام آداب معاشرت یادش بدم آخرسرم یاد می گیره تازه فیلش یاد هندوستان می کنه.....

 

معایب:

1- نصف شماره 4 عیب بود

2- چشم باز می کنم می بینم شده 40 سالم یک بچه دارم.......اونوقت دارم دوباره سعی می کنم یک جا برم برای آینده بچه مخنده ( خودمو می شناسم)

3- وضعیت هر روز کشور گل و بلبل تر از قبل ( اینو کسایی که دارن داخل زندگی می کنند کمتر متوجه هستند.........) ممکن جنگ بشه.....گرونی بیداد کنه......که اینا خودش کم چیزی نیست....حالا نه امروز و فذدا اما ممکن تا سال آینده

4- طرز فکر و عقیده آدما.....بالاخره هر چقدرم بگی هر کی اختیار زندگی و فکرشو داره بازم داری تو یک جامعه و کنار همون آدما زندگی میکنی.......

من حالم واقعا بد می شه از اینکه هنوز درگیر سن ازدواجیم......و اگر دختر 30 رو رد کرد یعنی ترشیده........بره ازدواج کنه با هر ننه قمری که فقط بگن اینم اردواج کرد.....حالا طلاق عادی تر شده.....بعد می ره سر بچه بعد نمی دونم چی.....

انگار کسی خوشش میاد تنها باشه از صبح تا شب.........چنان انگشت اشاره رو می گیرن طرفت که سخت نگیر.......نمی دونم والا.......شاید خیلی ها بتونن اما اگرم من بتونم نهاین 5 سال بعدش می پکم...... شاید مثال بزنم راحت تر منظورمو برسونم

انگار به یک پسری تربچه نشون بدی بگی این تربچه است و خوشمزه و......اون هاج واج نگاهت کنه بگه نه الا بلا این گوجه فرنگی........تازه این خوبش بود یکی بر می گرده می گه نه هندونه است........اما چون سنم رفته بالا و پسز خوبم هست مهم نیست بقیش....ایشالا ماشالا خوشبخت می شید.......سبززبان

 

 

برم جای دیگه به جز ما//لزی.......چون اینجا م اقامت دائم نمی دن......10 سال دیگه ام زندگی کنم ممکنه آخر عاقبتش بشه دبی الانناراحت

این دفعه از معایبش شروع می کنم

1- دور از همه و غریب غریب 

2- تنهایی شاید تا چند سال

3- یادگیری یک زبان دیگر به جر انگلیسی (کم کمش 1 سال)اوه = در نتیجه تا 1 سال دیگه از زندگی عقب می افتم

 

محاسن

1- بعد از چند سال پاسپورت اون کشور 

2- آرامش و آسایش و دور از تفکرات خاله زنکی و آبگوشتی

3- احترام و ارزش اول به انسان بودنت و بعد به عنوان یک زن و مادر در جامعه

و خب خیلی چیزهای بد و خوب دیگه که باید اونجا باشم تا بدونم.....

 

خیلی خیلی تصمیم سختی هست برام چون هر کدوم رو انتخاب کنم می خوام کم کم تا 5 سال چشمم رو همه چی ببندم و به اون یکی فکر نمکنم....اما 5 سال دیگه من شده  33 34 سالم .......خودش یک عمر.......

شما دوستی آشنایی کسی تداشتید که کمی شرایطش مثل من یاشه؟؟؟؟ اگر شما این شرایط داشتید چی کارمی کردید؟؟؟ یک استثنا هم قائل باشید مثلا فکر کنید خاتواذه و قامیل هم در خارج هم پسش شما هستند.....یا نمی دونم اگر یک مورئ بود رو بگید.....

با هر کامنتتون یک دنیا کمک می کنید بهم......حتی از ای  ران بگید از خوبی و بدیش.......از کسایی که مهاجرت کردند مخصوصا اگر مجردن یا دوستای مجرد دارن تو شرایط من.

 

 

نظرات ()



افتخار می کنیم
نویسنده: Lham - ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱

 

ه

عکس بالا حال و روزهای این چند روز من هست........

یک سری سر تست درگیر شدم که الا بلا ارجینالش رو باید بذارم........

از دوشنبه تا امروز که چهارشنبه است هر روز میام دانشگاه می بینم استاد نیومده.........

دیشب کارم رو کامل میل زدم و سئوال هام رو پرسیدم......امروز صبح جواب داده اما باز نگفته اکی بیا امضا آخر بگیر

امروز بار اومدم می بیتم نیست..........

این در حالی که جمعه من باید کارم رو تحویل دانشکده بدم......و همچنان نه امضا رو گرفتم نه کپی از کارم و نه صحافی کردم (چند جلد)

ققط امیدوارم این دم آخری یادش نیوفته از کارمم ایراد بگیره.....که باید با این ترم خداحافظی کنم بذارم برای ترم دیگه.....

 

یکی از محسنات کسی رو نداشتن که بتونه در کارها بهت کمک کنه این که خودت همه چی دان می شی.......و باعث می شه خیلی چیزها یاد بگیری....

یکی از این موارد ادیت کارم بود و کار صفحه بندی و ........ 

خب من همه موارد وورد 2010 بلد نبودم اما الان می اونم بگم 90% یا بیشتر مواردش رو بلد شدم.......

چی بهتر از این......... 

که خانوم خودت باشی بدون نیاز به کسی 

وقتی حرف از تکنولوژی ( مبایل / کامپیوتر )  می شه حرف داری برای گفتن

وقتی حرف از سیا /ست می شه حرف داری برای گفتن

وقتی حرف از مد روز و فلان غذا و فلان دسر و این جور چیزا می شه بازم حرف داری

وقتی حرف از رشته تحصیلیت می شه که به به

وقتی حرف از خرابی ماشین و درست کردنش می شه 

وقتی حرف از تنهایی/  خودساختگی / روی پا ایستادن / تنها هزار و یک کار مفید کردن / مدیریت مالی  می رسه

وقتی حرف از توانایی ها مثل رانندگی / شنا کردن . اسب سواری. / به دو زبان حرف زدن به غیر فارسی / رقص / آداب معاشرت و.............هزارو یک چیز دیگه که شاید برای خودم عادی باشه 

وقتی 4 سال لیسانست جرء شاگرد نمونه ها بودی دوره فوق هم اسایمنت پشت اسایمنت بری کنفرانس بدی و سئوال های امتحانیت بشه 10 صفحه کم کمش همه هم به انگلیسی

تازه این ما بیتم کارم کنی/ یکه تنها زندگیت رو هم بچرخونی / و..............

 

اوه اوه اوه اوه اوه اوه اوه

یک بارکلای گنده و خوشگل ......یک تبریک حسابی به خودم و خانوادم برای همچین دختری........

خودم به خودم افتخار می کنم........

به این می گن یک دختر تمام معنا...............

 

هرکیم رد شد گفت چه خود شیفته بگه خب......هو کرز؟؟؟؟؟؟؟؟خنده

نظرات ()



 
نویسنده: Lham - ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱

آخه من دردم رو به کی بگم..........

کارای پایان نامه ام رو به تموم شدن.......اون وقت گیر یک تست موندم.....که استادم گیر داده الا بلا باید اورجینالش باشه با همه مخلفاتش.......

آخه کی با همه مخلفات ضمیمه پایان نامه می کنه........

هر چی دنبالشم آنلاین بخرم پیدا نمی شه که نمی شه...........................

خود استادم هم خودش رو راحت کرد گفت نمی دونم چه جوری و از کجا......

یک هفته دیگه هم باید کارم رو تحویل بدم......

چی کارررررر کنم منننننننننننن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟گریه

نظرات ()



 
نویسنده: Lham - ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱

دلم برای نوشتن تنگ شده اما نه وقتش رو دارم و نه موضوع خاصی برای نوشتن....

این یکی دوهفته هم بگذره ایشالا من یکم خیالم راحت بشه.

بیرونم که نمی رم ببینم چه خبر ...........

- دو سه روز پیش یک پسر بچه رو دزدیدند.........از دم مدرسه اش....... فعلا هم خبری نشده

- از فیض بوک یاد گرقتم با این خمیرهای چندلایه آماده شیرینی و غذا درست کنم.......برای منی که فر / همزن/ هزارتا چیز دیگه ندارم خیلی خوب و راحت...... 5 دقیقه هم آماده می شه......

 

 

این ماهیتابه من . من کیک/ همین شیرینی مدل بالایی ها / تچین و.....که نیاز به فر داره و من ندارم رو با این درست می کنم.......خوبم می شه.

 

من هر دوره ای به یک چیزی معتاد می شم ......مدتی من معتاد نوشیدنی های چتایم شدم...... وای به به.....

اگر اومدین اینورا حتما امتحان کنید......من عاشق پیریل میلک تی ش هستم....... همین عکس اولی

 

 

 

سفر به ای ران فعلا منتفی شده....... 

یک خاطره از خلیج ف//ارس بگم:

یک روزی روزگاری داشتم با دوست عربم حرف می زدم ....حرف کشیده شد به خلیج فار//س....

گفت: چی؟ کجا رو گفتی؟ تعجب 

اصلا روحشم از این اسم خبر نداشت...گفت اولین بار می شنوم......به هر صورت این موضوع مال 4 سال پیش بود.....

تا اینکه جریان ابو  /موسی پیش اومد......دوباره اون بگو من بگو اون بگو من بگو........

گفتم خلیج  //فار/س رو یادت رفته انقدر پافشاری نکن......

گفت نه رفتم خوندم دبدم درست......به همه دوستامم گفتم....فلان فلان فلان......گفتم خوب کردی عزیزم.....حالا برو ابو  /موسی رو هم بگو.......

هاهاهاهاهاهاهاها الهام وطن ای رانی

 

 

فکر نمی کردم بتونم 2 خطم بنویسم ........بازم خوب بود بعد از مدتی

نظرات ()



 
نویسنده: Lham - ۸ اردیبهشت ۱۳٩۱

دوست جون ها......کسی از شما روانشناسی نمی خونه یا دوستی آشنایی که بخونه یا کارش این باشه.......

اگر کسی هست پیغام بده ......یک کمک می خوام. ( یک سئوال تخصصی دارم.....سختم نیست.....جوایش یا بله است یا خیر)

ممنون.

نظرات ()



 
نویسنده: Lham - ٢٤ فروردین ۱۳٩۱

تیک تاک تیک تاک.......... صبح می شه و شب می شه.......همین جوری زمان داره می گذره........ در حین این که فکر می کنی کاری نکردی اما وقتی رو کاغذ میاری می بینی کلی شده..........اما به چشمم نمیاد ....فقط خستگیش می مونه.....

این یک ماه خورده ایم بگذره و به امید خدا درسمون تموم بشه..............

توی این مدت گرفتار کارهای پایان نامه ام هستم......+ یک سری کارای دیگه که شاید در آینده به دردم بخوره.......چه اینجا باشم چه برگردم ایران........

وعده وعید های بسیار خوبی هم برای کار بهم پیشنهاد شده توی ایران که آدم وسوسه می کنه برای برگشتن......... شاید تابستون اومدم ببینم چقدر این وعده ها درست هست.

 

..............................................

ما برای ترس از مارمولک همیشه پنجره ها رو می بستیم......... این سری که مامان و بابا اومدن برای 3 قسمت خونه توری درست کردیم و زدیم........

حالا حدود 2 هفته ای می شه این همسایه پایینی سیگار می کشه .....سیگارشم انقدر قوی هست که دودش کامل تو خونه ماست .....منم حساس و می گرنی......میوفتم به سرفه.......... اما نمی شه گفت نکش که!!!!

حالا یک مدتی هست غیر از بوی سیگار یک بوی دیگه هم میاد.......دیگه نمی دونم سیگار نوعش فرق داره یا اصلا طرف معتاد........از 12 شب به بعد این بو میادسبز المیرا می گه آخرش ما هم معتاد می شیم از بوشسبز

............................................

امروزم زلزله اومد.....اگر کی ال لرزید که ما نفهمیدیم چون خواب بودیم...........اندونزی بود مرکز زلزله.

 

.

.

.

.

.

واقعا نمی دونم چی بنویسم دیگه..............

تا بعد.بای.

 

نظرات ()



سال 91/ بالون/ کامی
نویسنده: Lham - ۸ فروردین ۱۳٩۱

مشاهده یادداشت خصوصی


ادامه مطلب ...
نظرات ()



سال ۱۳۹۱ مبارک
نویسنده: Lham - ٢٩ اسفند ۱۳٩٠

مشاهده یادداشت خصوصی

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »